15/04/2025
نامهای به خودم، در پنجمین دههی زندگی
گاهی باید نشست و نوشت.
نه برای دیگری، نه برای قضاوت یا تأثیر؛
بلکه فقط برای دل خودت. برای ثبتِ درکِ آنچه بر تو گذشته، و آنچه از آن ساختهای.
امسال، در پنجمین دههی زندگیام،
میخواهم قدردان باشم.
قدردانِ خوششانسیام که در خانوادهای بهنسبت آرام،
با زخمهایی نهچندان بزرگ، ولی واقعی، رشد کردم.
قدردانِ بدنی که سالها بارِ زندگی را به دوش کشید؛
بیصدا، بیتوقع، بیآنکه فریادی بزند.
همراهم بود، حتی زمانی که خودم با خودم همراه نبودم.
سپاسگزار تکتکِ شما عزیزانیام که کنارم بودید؛
چه آنان که فقط به اندازهی یک جلسه مهمان زندگیام شدند،
و چه آنان که سالها با من صادقانه “زندگی” کردند.
سپاسگزار اشتیاقهاییام که در من کاشتید،
و تجربههایی که چون ریشه در جانم نشست.
سپاسگزار دردهاییام که اگر نکُشتَند، قویترم کردند؛
و اگر قویترم نکردند، نگاهی عمیقتر به من بخشیدند…
به بودن، به انسان بودن، به زیستن بر این خاکِ گرم و ناپایدار.
سپاسگزار خدایم، زمین، هستی،
و همین فرصت کوتاهِ زندگی کردن.
#شکرگزاری #تجربه #زندگی #خودشناسی #قدردانی #دلنوشته #بلوغ