katayoon khatir

katayoon khatir Family & Marriage Counsellor, M.A. | Member of OAMHP, OACCPP & ICEEFT | Writer | Researcher I'm with you every step of your progress.

.اولین ‌بار آشنایی‌ام با جامعه درمانگران هیجان‌مدار ایران توسط رابین در سال ۲۰۲۰ را خوب به یاد دارم؛ جمعی کوچک، صمیمی و ...
12/05/2025

.
اولین ‌بار آشنایی‌ام با جامعه درمانگران هیجان‌مدار ایران توسط رابین در سال ۲۰۲۰ را خوب به یاد دارم؛ جمعی کوچک، صمیمی و دوست‌داشتنی که همه با هم احساس نزدیکی می‌کردند. منی که سال‌ها تشنه جایی بودم که از نظر ذهنی، روحی و تحصیلی به آن تعلق داشته باشم؛ جایی که وقتی واردش می‌شوم، بگویم «من اینجا را می‌فهمم و اینجا مرا». همان روزها در دل آرزو می‌کردم که شاید روزی آن‌ها نیز مرا به‌عنوان عضوی از خودشان بپذیرند و من بتوانم صمیمیتی را که میانشان جریان داشت تجربه کنم و خودم را متعلق به این جمع بدانم.

از آن روزها پنج سال گذشته و هر سال این عشق، دوستی و صمیمیت با همه پایین و بالاهایش، عمیق‌تر شده است. با اینکه در کامیونیتی‌ها و انجمن های دیگری نیز به‌عنوان هلپر در کنار ترینرهای بین‌المللی برای پرورش درمانگران هیجان‌مدار فعالیت می‌کنم، اما اینجا… اینجا برای من چیز دیگری است. تک‌تک اعضای این جمع مثل ستاره‌هایی روشن و پرمعنا در شب‌های تاریک زندگی‌ام هستند و نور می افشانند بر مسیر ...

یادم می‌آید اولین دوره‌ای که در قالب تک‌ساپورت و کمک به هلپرها حضور داشتم چقدر برایم پر از تردید و اضطراب بود. در تنهایی، کنار سوپروایزرم اشک ریختم و می‌گفتم: «من کافی نیستم؛ این نقش زیادی برای من است.» و بعد شنیدن آن جمله که: «جای تو آن بالاست کتایون، کنار مونا و محدثه برای کمک به بچه ها. تو هلپرِ هلپرها هستی.» همان لحظه غم از تنم بیرون رفت و بذر چیزی در درونم کاشته شد. کودک درونم درست مثل کودکی که با یک نوازش گرم و صمیمی، آب‌نباتی شیرین دریافت می‌کند و اشک‌هایش را پاک می‌کند، آرام شد.

چهار شب بیداری عاشقانه، بدون لحظه‌ای پلک زدن، در کنار انجمن آیرفت و دوستان و همکاران عزیزی که هر یک به‌راستی گلی از گل‌های بهشت‌اند و از بهترین زوج‌درمانگران ایران، گذشت و تمام شد. انجمن ما به لطف زحمات سیندی، مونا، محدثه، مریم و هلپرهای نازنین و بسیاری دیگر، بزرگ‌تر و پربارتر شده است.

جای عزیزانی که در این اکسترنشیپ حضور نداشتند خالی بود و قلبم و یادم با آنها...

دیدن کسانی که سال‌های پیش آموزش می‌دیدند و حالا در قامت هلپر کمک می‌کنند، اشک شوق را به چشمانمان آورد؛ اشکی شیرین از جنس امید و رشد.

ممنون و شکر بابت تک‌تک شما عزیزان به خاطر بودنتان.
ممنون برای مهربانی، بزرگی، درک، انسانیت و انسان دوستی تان❤️😘🫂

خانه، فقط یک مکان نیست؛ گاهی یک جمع است. و من خوشحالم که اینجا، خانه من است. 🌿❤️🙏🍀
_____________

.We need the eyes of others to form & hold ourselves together.    Daniel Stern_________برای شکل گرفتن و انسجام خودمان، ب...
11/28/2025

.
We need the eyes of others to form & hold ourselves together. Daniel Stern
_________
برای شکل گرفتن و انسجام خودمان، به چشم های دیگران نیاز داریم. دنیل استرن
---------------

از نظر سِترن، رشدِ خود، چیزی نیست که کودک در تنهایی بسازد؛ بلکه در تعامل لحظه‌به‌لحظه با مراقبش که معمولا مادر است شکل می‌گیرد. (نگاه‌ها، لحن صدا، لمس، ریتم، هم‌آهنگی هیجانی) و زمانی که مادر یا مراقب کودک همنوا و در ارتباط با کودک نیست، به انسجام خود در کودک آسیب می رسد.
و در روان‌درمانی، سترن معتقد است که رابطه‌ی درمانگر با مراجع می‌تواند شبیه همان روابط اولیه کودک عمل کند و امکان ترمیم و بازسازی برخی لایه‌های خود را می دهد.

.بابا جونم، بابا احمدم، خطیرَکَم، بابایی پسرم!پیش از آن‌که دنیا فرصتِ گفتن از مهر و بزرگی‌ات را از من بگیرد، می‌خواهم در...
11/10/2025

.
بابا جونم، بابا احمدم، خطیرَکَم، بابایی پسرم!
پیش از آن‌که دنیا فرصتِ گفتن از مهر و بزرگی‌ات را از من بگیرد، می‌خواهم در اینجا برایت چند سطری بنویسم.

برای تویی که بالاجبار از سه‌سالگی مرد زندگی شدی و دستان کوچکت را بعد از فوت پدر، مادری قوی، نجیب و دین دار گرفت تا تو و برادران و خواهرانت را به روشنایی علم و آینده برساند.
شاید بتوانم تصور کنم که از مسیر گل‌آلود روستا تا تهران، از تاریکی نور شمع تا نور دانشگاه، چقدر رنج و سختی را تاب آوردی. و با همان صبوری و پشتکار همیشگی ات، پله‌پله بالا رفتی تا روزی به بلندای مدیریت کل برنامه ریزی پالایشگاه تهران برسی. اما هیچ‌گاه آن کودک خان زاده فقیر و فروتن درونت را گم نکردی.
می‌دانم که تمام جوانی‌ات را برای دیگران خرج کردی؛ برای خانواده برادر و خواهر، برای فرزندان، برای هر کس که دستی نیازمند داشت. خانه‌مان همیشه پناه بود، و تو و مامان ستونِ این پناه.
تو نانِ خود را بخشیدی تا دیگران سیر شوند، و من از تو آموختم که بخشندگی یعنی لبخند زدن در خستگی.
از تو و مامان یاد گرفتم که زندگی یعنی دست گیری از دیگری، و شاید برای همین است که امروز راهِ یاری و مشاوره را در پیش گرفته‌ام؛ چون بخشیدن را از شما آموختم.
و اکنون هم شاهدم که هنوز با همان مهربانی و بزرگواری از خواهر و خواهرزاده و برادرم حمایت می‌کنید و کنارشان هستید، و اینگونه بیش از همیشه باعث افتخارید.

باباجون، می دونی وقتی می‌بینم در این سن و سال‌ و در غربت هنوز کار می‌کنی، آن هم در سنینی که باید استراحت و آرامش نصیبت باشد، قلبم به شدت می‌تپد و درد می گیرد و دو حس غرور و اندوه را تجربه می کنم؛ غرور از اینکه هنوز همان مرد استواری هستی که می شه بهش تکیه کرد، و اندوه از اینکه دنیا چرا هنوز مجالِ استراحت و آسودگی‌ات را نداده!

می خواهم بدانی که قول می دهم که تمام افتخاراتت در ما ادامه خواهد داشت. من از تو سخت‌کوشی را آموختم، از تو انسان بودن را، از تو تاب آوری و دم نزدن، از تو فهمیدم که عشق گاهی بی‌صداست.
و بخشش را هم خواهم آموخت...

بابا جونم، نفس منی، عمر منی، پشت و پناه منی.
از ته دل و اعماق وجودم برای سلامتی، شادی و آرامش ات دعا می‌کنم و آرزو می کنم روزی برسد که بتوانم قسمتی از حمایت ها و زحماتت را جبران کنم، آرزو می کنم که موفقیتها و خوشبختی فرزندان و نوه هایت را ببینی، آرزو می کنم که روزی به همراه هم به سفرهایی برویم که همیشه دوست داشتی تا لبخند رضایت و شادی ات را ببینم.
دوستت دارم، همیشه ❤️

#پدر ‌ادعا #سلندیون

. 🍁برداشت پاییزه از باغچه‌ی کوچکمان...🌿🌶🥬🧄🍄🫜🫑🥕🥒🍅🍆🍓امسال مثل هر سال دیگر توی باغچه حیاط خانه که توسط حسین ساخته شد، چندتا...
10/18/2025

.

🍁برداشت پاییزه از باغچه‌ی کوچکمان...

🌿🌶🥬🧄🍄🫜🫑🥕🥒🍅🍆🍓

امسال مثل هر سال دیگر توی باغچه حیاط خانه که توسط حسین ساخته شد، چندتا بوته گوجه، خیار، بادمجان، فلفل، هویج، کاهو و کیل، توت فرنگی و سبزی خوردن و چند مدل گل کاشتیم. قرار شده بود بخاطر اینکه کمتر خسته بشم، در حجم و تنوع کمتری گیاه بکاریم.
از همان روز اول سعی کردیم بهشون برسیم، حواسمون به خاک و آب و نورشان باشد، به‌اندازه کود بدهیم، جایشان را طوری انتخاب کنیم که نور خورشید بهتری بهشان برسد تا راحتتر نفس بکشند و بهتر رشد کنند.
در تمام این مدت، تمرکزم روی چیزهایی بود که در کنترلم بود مثل انتخاب جا، نوع خاک، آبدهی، کوددهی، رسیدگی و هرس کردن، عشق، توجه و صبر، نه چیزهایی که از دستم خارج بودند، مثل بارندگی، ابری یا آفتابی بودن، گرما یا سرمای ناگهانی هوا.
با اینکه خوشبختانه امسال هوای تورنتو مهربان‌تر از همیشه بوده، طوری که انگار خورشید هم فهمیده باشد که حال دل‌هایمان خوب نیست و برای همین بیشتر و طولانی ترخودش را نشانمان داده، بیشتر گرم کرده، بیشتر کنارمان مانده؛ اما باز هم پاییز فرا رسیده و هوا در حال سرد شدن است و وقتش رسیده که گل‌های یک‌ساله را از خاک بیرون بیاورم.
برای من این سخت‌ترین بخش ماجراست...
جمع‌کردن باغچه‌ای که هنوز زیبایی هایی دارد و هنوز گل می‌دهد و زنده است و نفس می کشد.

ولی شاید بخشی از مراقبت، همین پذیرفتنِ پایان باشد.
شاید باید بدانم که هر شکوفه‌ای هم یک زمان استراحت می‌خواهد؛ یه خواب زمستانی برای شروعی دوباره...

این عکس‌ها که نتیجه‌ چند ما عشق‌ورزی و رسیدگی‌ست، بماند اینجا به یادگار.
مهم‌تر از محصول، خودِ مسیر بود. لمس خاک، دیدن جوانه‌ها، رشد ساقه ها و میوه ها؛ و دیدن دوباره باورم به اینکه با عشق، هر چیزی ممکن است.
_____________

#ریچموندهیل
#پاییز🍁 #گیاهان







🇨🇦

.در روز شکرگزاری… 🍁با دلی پُر از قدردانی برای تمام نعمت‌های بی‌تکرار زندگی‌مان.برای همسر نازنین، مهربان و فهیمم، حسین جا...
10/14/2025

.
در روز شکرگزاری… 🍁

با دلی پُر از قدردانی برای تمام نعمت‌های بی‌تکرار زندگی‌مان.

برای همسر نازنین، مهربان و فهیمم، حسین جان که درک و آرامشش تکیه‌گاه همیشگی روزهای پرهیاهوی ماست. اویی که صبوری اش ستون خانه‌مان است و فهم و درایتش، روشن‌ترین چراغ راه روزهای سخت ما.
و بودنش، ارزشمنده‌تر از هر دارایی دنیاست.

برای پسر نازنین‌مان ارشان،
جوانی رشید و تنومند، باهوش، پرتلاش با دلی مهربون و بزرگ که هر لحظه به بودنش افتخار می‌کنم و به آینده‌اش امیدوارم و می‌دانم که آینده را با نور وجودش روشن خواهد کرد.

برای پدرم احمد و مادرم فریده که بادرک هستند و دلسوز و الگویی کامل از کار، تلاش، پشتکار، مهربانی و گذشت؛ مثل همیشه حامی ما و دیگران، آنهایی که دلهای مهربانشان پُر از دعای خیر است برای همه ما.

برای خواهرم سارا مادری پرتلاش و زنی توانمند، و دردانه‌ نوجوانش سامیارِ دوست‌داشتنی من، که با قلب مهربون و انرژی زیاد و ذهن باهوشش، روشنی دلهای ماست.

برای برادرم کیوان که رسماً بچه کوچک خانواده است، اما همیشه با محبت و درایت در کنار همگی مان.

برای مادرشوهرم خورشید که نماد مادری و گذشت است برای من.
برای برادرها و خواهرهای حسین و همسران و فرزندان موفق و رشیدشان:
محمدامین، علیرضا، امیرحسین، باراد که هرکدامشان افتخاری برای خانواده‌مان هستند و یکدونه دخترمان دلماه کوچولوی شیرین.‌‌..

برای وجود اقوام، خاله ها و دایی های نازنینمان که جانم به جانشان بند است؛ آنانی که همراهانِ بی‌منت کودکی‌هایمان بودند و تفکر حضورشان، یاد و خاطرشان گرمابخش دلهایمان است و پناه خاطره‌هایمان.

برای پدر بزرگ و مادبزرگهایی که در کودکی تجربه کردم که آنچنان پرمهر و بزرگ زیستند که حتی تفکر به آنها امنیتی می آورد، تمام نشدنی.

برای همکاران جانم، تراپیستم، سوپروایزرهایم
شمایی که بیشتر از اسم‌های روی گوشی یا دفتر کار هستید و عکس هایتان بیشتر از آیکون اینستا، واتساب، تلگرام، میت زوم است برایم.
بودنتان، گوش دادنتان، فهم و درکتان، حمایتهایتان، اشکها ، لبخند و حتی سکوت‌های عمیق و پرمفهومتان، از بزرگ‌ترین نعمت‌هایی است که دارم و بهشون تکیه کردم و ازشون آموختم و باهاشون بزرگ شدم.

و حال از صمیم قلبم،
برای دوستانمان، شما که در روزهای سخت مهاجرت، لحظه به لحظه در کنارمان بودید، حتی در راه دور یا نزدیک حمایت کردید، شنیدید، دوش‌به‌دوشمان ایستادید تا در کنار هم، معنای واقعیِ «دوستی و همراهی» را ساختیم.
شمایی که اگر حضورتان یا حتی یادتان نبود، خیلی از این روزها قابلِ تحمل و حتی زندگی نبودند.
بقیه در کپشن...

.✨ مردِ صبورِ من، حسین جانم تولدت هزاران هزار بار مبارک…🥳🎁🎈🎂🎊❤️😘🎉💃۲۹ ساله که کنار همیم؛نه فقط در ۱۶ خونه ای که زندگی کرد...
09/23/2025

.
✨ مردِ صبورِ من، حسین جانم تولدت هزاران هزار بار مبارک…🥳🎁🎈🎂🎊❤️😘🎉💃

۲۹ ساله که کنار همیم؛
نه فقط در ۱۶ خونه ای که زندگی کردیم، نه فقط در شادی‌ها… که در سخت‌ترین لحظه‌هایی که خیلی‌ها کم میاوردن، ما کنار هم ایستادیم.
یادته؟ ما با هیچ شروع کردیم. با یک دلِ عاشق، با آرزوی ساختن.
و چقدر ساختیم…
با دست‌های خالی، اما دل‌های پر از عشق و بشر دوستی و مهر...
ساختیم، از صفر و رسیدیم به روزهایی که تونستیم نفس راحتی بکشیم و ببینیم که آن همه زحمت نتیجه داد...

اما انگار زندگی باز خواست ما رو محک بزنه و به جبر زمان و روزگار …
مهاجرت کردیم.
و اون‌جایی که دیگه بعد از اون همه ساختن و زحمت باید در آرامش می‌ زیستیم، دوباره سختی ها از نو شروع شد. درس خواندن، کار سخت، نخوابیدن ها، استرس و ...

ولی تو؟
مثل همیشه، خم نشدی.
آخه تو پزشک هستی، نه به اسم، که به ذات.
پزشکی حاذق که به درد آدم‌ها رسیدی و دردهاشون رو سبک کردی، گوش شنواشون شدی، شبیه یک پناه.
هیچ‌کسی بیشتر از من نمی‌دونه تو از کجا اومدی و چطور آمدی!...
از کودکی‌ای پر از کم‌داشتن ها، اما با روحی بزرگ که از همون روزهای اول تکیه‌گاه خانواده‌ات بودی، بی‌منت…
و امروز، نه فقط پدر افتخارآفرین ارشان عزیزمون هستی بلکه هنوز هم همون مرد نجیب و خستگی‌ناپذیری منی.
تو اون کسی هستی که همیشه بیشتر از چیزی که از دنیا گرفته، به دنیا بخشیده.
و من، چقدر بهت افتخار می‌کنم.

گاهی دلم می‌گیره از دنیا، وقتی می‌بینم تو با این‌ دل بزرگ و این همه از خودگذشتگی و با این‌همه علم، لیاقت و شایستگی، هنوز اون‌طور که باید و شاید قدردانی نشدی و عایدی ات اندازه‌ی قلب بزرگی که داری نبوده و خیلی وقتها آدم ها نفهمیدن که چه گوهری رو روبه‌روشونه.

اما من می‌فهمم.
من، زنی که ۲۹ ساله شب و روزش با تو گذشته، که سختی رو با تو دوخته، که اشک‌هایت را دیده، که لبخندهات رو بوسیده…
و بدان که من، همیشه و تا آخر، با همه‌ی وجودم، به تو افتخار می‌کنم و در کنارت هستم.

جان حسین آقای من…
مردِ زندگی‌ام، طبیبِ خستگی‌هام…
تولدت هزاران هزار بار مبارک.

امیدوارم روزی برسه که دنیا با همون چشم‌هایی که من به تو نگاه می‌کنم، تو رو ببینه…
و به زودی، روزی رو جشن بگیریم که همه‌ی این سختی‌ها را پشت سرمون گذاشته باشیم، و تو در جایگاهی باشی که همیشه لایقش بودی.
تا اون روز…
من کنارتم.
با همه‌ی عشقم، با همه‌ی توانم، با همه‌ی دلم.
تولدت مبارک، مردِ من.
به بودنت، افتخار می‌کنم.
و به آینده‌مون امیدوارم.
چون هنوز عاشق همیم و باور دارم که دنیا قضاوتگر خوبیست.❤️
#تولد #عشق #قدردانی

.در پیجی عزیزی پیام گذاشته بود که افسرده است و به دنبال گرفتن مشاوره رایگان!پیام ها را خوندم و دیدم که چند روانشناس عزیز...
09/16/2025

.
در پیجی عزیزی پیام گذاشته بود که افسرده است و به دنبال گرفتن مشاوره رایگان!
پیام ها را خوندم و دیدم که چند روانشناس عزیز محبت کردند و بسیار حرفه ای مراکز کمک رایگان را معرفی کردند، درست بر اساس نیازش.
و بعد توجه ام به پیام های دیگر جلب شد و برایم بسیار تعجب آور بود که چطور بعضی از ما در زمینه ای که اطلاعات علمی کمی داریم به راحتی نظر می دهیم.
بگذارید با مثال بگویم؛ در پستی خانمی می گوید نیاز به آرایشگاه دارد و چند خانم مهربان آرایشگاه هایی را معرفی می کنند که تجربه خوبی با آنجا داشتند. یا در مورد نیاز به داگ واکر یا کترینگ یا.... و در نهایت چند نفر هم از تجربه بدی که با یک بیزنس داشتند می گویند و توصیه می کنند که به آنجا مراجعه نکنی تا مانند او اذیت نشی، اما نمی گویند آرایشگاه نرو.
حالا در مورد مسئله معرفی روانشناس، چی می شود که مثل مثال بالا نیست؟ خیلی ها از تجربه ناموفق درمان خودشان می گویند بدون اینکه بدانند که مثلا درمان را درست در زمان مواجهه و کنار گذاشته شدن مکانیزم های دفاعی رها کردند؛ بخاطر مسائل مالی توقع داشتند مثلا در ۱۰ جلسه درمان شوند ولی واقعا نیاز به ۱ سال درمان داشتند؛ مشاور یا روانشناس درست را انتخاب نکرده بودند؛ با دفاع و عدم اعتماد روانشناسی را انتخاب کردند و اولین نشانه از خطای فردی را که دیدند درمان را قطع کرده و به پای علم روانشناسی نه خود روانشناس به عنوان یک انسان گذاشتند و ....
و بعد در زیر فریاد کمک خواستن یک انسانی که تمام انرژی اش را جمع کرده تا کمک بخواهد، می آیند و از تجربه های شخصیشان می گویند بدون اینکه سهمی از خود را هم در این ماجراها ببینند و بدون توجه به نیاز نویسنده؛ نتیجه چه می شود! آن فرد که در بین شک و تردید و با انرژی کم یکبار توانسته انرژی اش را جمع کند و فریاد کمک بزند، ناامیدتر از دیروز بدون اینکه کمکی بگیرد با سختی و دلمردگی به زندگی ادامه می دهد.(حتما مای تراپیست در این زمینه سهمی داریم که جامعه به ما بدبین است)
ولی اینها را نوشتم که خواهش کنم
روان انسان بسیار پیچیده تر از آن چیزی است که ما می دانیم و علم روانشناسی قدمت کمتر و جوان تری از بقیه علوم دارد و بالطبع تجربه کمتری. با این حال این را می دانند که حتی در مورد یک افسردگی ساده که آن را با سرماخوردگی در پزشکی مقایسه می کنند و به نظر بسیار ساده می آید، انواع بسیار مختلفی دارد و درمان هر کدامشان با دیگری فرق دارد .
بقیه در کامنت ها...
#مشاوره #تورنتو #نیومارکت #ریچموندهیل

                           #ریچموندهیل                              🇨🇦
05/12/2025

#ریچموندهیل






🇨🇦

.حدود یکسالی بود که بیمار شده بودم و به دستور پزشک، تراپیست و سوپروایزرم تقریبا مراجعی نمی دیدم، به جز مواقعی که‌ مراجعی...
04/30/2025

.
حدود یکسالی بود که بیمار شده بودم و به دستور پزشک، تراپیست و سوپروایزرم تقریبا مراجعی نمی دیدم، به جز مواقعی که‌ مراجعینم در موقعیت بحران قرار می گرفتند و در خواست جلسه اضطراری می کردند. عجب سالی گذشت برمن، بر ما، عجب سالی...
تاکنون چنین تجربه ای نداشتم؛ برای منی که فقط مراقبت کردن از دیگران را بلد بودم، حالا خودم نیاز به مراقبت داشتم. بیماری و درد، ناتوانی و شرم، ترس و نگرانی برای خودم، همسرم، فرزندم و زندگی مون و برای کلاینتهایی که بسیاری شان در اواسط درمان بودند.
تجربه ای دردناک و ترسناک، سخت و جدید بود.
از آنطرف می بایست مراقب دوستان، اقوام و عزیزانی که دور بودند می بودم و نمی گذاشتم که خیلی چیزی بدانند، چون ناراحتی عزیزانم را که دستشان کوتاه بود، تاب نداشتم؛ پس در ارتباطات کمرنگ شدم.
علاوه بر مشکلات روزانه ای که در حال دست و پنجه نرم کردن با آنها بواسطه بیماری ام بودم، ندیدن مراجعین عزیزم و دور بودن از کاری که آنقدر بهش علاقه داشتم درد بیماری را برایم دردناکتر می کرد.
زیستن همراه با درد، هر روز مرا یاد یکی از مراجعینم می انداخت و در جدیدی را در ذهنم می گشود. گاهی به این فکر می کردم که اکنون فلان مسئله را عمیق تر درک می کنم و باید یادم باشد که با فلانی روی این قضیه بیشتر بمانیم و عمیق تر شویم و یا یادم باشد با بهمانی به این مسئله هم بپردازیم.
هر چند که بالاخره آن روزها را آرام آرام پشت سر گذاشتم و می گذارم و از این تجربه هم مانند بسیاری تجارب دیگر زندگی آموختم و می آموزم و به واسطه اش رشد کردم و می کنم، اما آنچه که بیش از هر چیز دیگری در آن روزهای پر درد، ترس، شرم و خشم به من کمک کرد وجود روانشناس، مشاور و سوپروایزر عزیزم بود.
در آن روزها بود که بیشتر و عمیق تر مفهوم روانشناس و روانشناسی را درک می کردم و به شغلم افتخار. در آن روزهایی که حتی به همسرم که پزشک بود به واسطه ملاحظات نمی خواستم و نمی توانستم به راحتی از دردهایم بگویم، تنها کسی که نیازی نبود ملاحظه ای را با او در نظر بگیرم روانشناس و مشاور و سوپروایزرم بودند.
عزیزان دل دوستتان دارم و به وجودتان افتخار می کنم.
روز روانشناس و مشاور مبارک♥️

پ.ن. : و بالاخره اکنون مجددا آماده ام که در خدمت مراجعین قدیمی و جدید باشم.
pslri eft
______________

.من روزهای سختم را فراموش خواهم کرد؛ ولی آنهایی که هر روز در کنارم بودند را هرگز! از قدیم شنیده ایم که دوست و رفیق را می...
04/25/2025

.
من روزهای سختم را فراموش خواهم کرد؛ ولی آنهایی که هر روز در کنارم بودند را هرگز!
از قدیم شنیده ایم که دوست و رفیق را می بایست در روزهای سخت شناخت، وگرنه در شادی که همه حضور دارند.
عزیزانی که در روزهای سخت.... چه در دور و چه از نزدیک، کنارم بودید و هستید. دوستتان دارم و همیشه برایتان آرزوی سلامتی و شادی و خوشبختی دارم. خدا را شاکرم بابت داشتنتون عزیزانم🙏🏻🍀😘❤️
_________________

#ریچموندهیل #بیماری





🇨🇦

.با انجام اسکن های فراوان از مغز افراد متعدد، دانشمندان متوجه شده اند که نادیده گرفته شدن از طرف عزیزانمان، درست آن نقاط...
04/23/2025

.
با انجام اسکن های فراوان از مغز افراد متعدد، دانشمندان متوجه شده اند که نادیده گرفته شدن از طرف عزیزانمان، درست آن نقاطی را در مغزمان فعال می کند که در زمان تجربه درد فیزیکی فعال می شود.
با گفتن کلماتی مثل اون همینطور است، تو حساسی، مهم نیست، بهش فکر نکن، محلش نگذار، به خوبی هاش فکر کن، به چیزهای دیگه فکر کن و...
همانطور که درد فیزیکی آرام نمی گیرد، درد روانی هم آرام نمی گیرد.
______________________

#ریچموندهیل #درد





🇨🇦

.طاعات و عبادات مقبول درگاه حق تعالی عزیزانم. دلتنگتونیم...nviborjali ghaedzadehkhatibizadehabdolkhalegh_masghati_______...
03/31/2025

.
طاعات و عبادات مقبول درگاه حق تعالی عزیزانم. دلتنگتونیم...

nvi

borjali



ghaedzadehkhatibizadeh

abdolkhalegh_masghati



_______________________

#هرمزگان #بندرعباس #کشاربالا #کشارچمردان #کشارسرگپ #قشم #سلخ #درگهان #سوزا #لافت #باسعیدو #هرمز #هنگام #لارک #لارستان #لامرد

Address

Richmond Hill, ON

Opening Hours

Monday 12:30am - 6:30am
Tuesday 12:30am - 6:30pm
Friday 12:30am - 6:30am
Saturday 10:30pm - 1:30pm

Telephone

+16473913809

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when katayoon khatir posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Practice

Send a message to katayoon khatir:

Share

Share on Facebook Share on Twitter Share on LinkedIn
Share on Pinterest Share on Reddit Share via Email
Share on WhatsApp Share on Instagram Share on Telegram