Moner Nisar

Moner Nisar صفحه رسمی منیر نثار روانشناس و مشاور خانواده

04/03/2026

اعتیاد با یک جمله آغاز میشود !!!

 🔻بیش از پنج سال از عروسی ما میگذرد، در این مدت متاسفانه هیچوقت به یک آرامش و رضایت خاطر میان مان نرسیدیم و حس زوجین بود...
04/03/2026

🔻
بیش از پنج سال از عروسی ما میگذرد، در این مدت متاسفانه هیچوقت به یک آرامش و رضایت خاطر میان مان نرسیدیم و حس زوجین بودن حتی میان ما بوجود نیامد، همیشه به سر چیزهای اندک جنجال مان میخیست و اکثرا منجر به دعوا میگردید، دراین اواخر احساس میکنیم به همدیگر دیگر تعلقی نداریم و خوب و بد یکی به دیگری اهمیت چندانی ندارد فکر میکنیم مسیر آخر مان جدای است، فعلا نمیدانم راه و چاره چیست لطفاً این را با راهکار روانشناسانه تان در صفحه تان نشر کنید
جهان سپاس
🔺
از نظر من پنج سال جنگ دوامدار یعنی رابطه شما وارد (چرخه منفی) شده؛ هر دو تحریک می‌شوید، دفاعی می‌شوید، بعد فاصله بیشتر می‌شود. اگر این چرخه نشکند، احساس تعلق طبیعی است که از بین برود.
چند راهکار که برایتان میتواند در بهتر شدن رابطه برایتان کمک کند:
اول: تا یک ماه قانون بگذارید هنگام بالا رفتن صدا یا عصبانیت، بحث همان لحظه قطع شود و ۳۰ دقیقه فاصله بگیرید. بدون این توقف، هیچ اصلاحی ممکن نیست.
دوم: هفته ‌ای یک‌ بار فقط برای صحبت درباره رابطه، نه سرزنش کردن همدیگر. هر نفر فقط از احساس خودش بگوید، نه عیب طرف مقابل. جمله‌ها با «من احساس می‌کنم…» شروع شود.
سوم: معمولاً دعوا های کوچک پوشش نیاز های برآورده ‌نشده‌ هستند. احترام، توجه، امنیت. هر کدام دقیق بگویید بیشترین کمبودتان چیست.
چهارم: وقتی یکی نرم شود، دیگری هم نرم می‌شود. اگر هر دو منتظر تغییر طرف مقابل بمانید، وضعیت ثابت می‌ ماند.
اگر بعد از یک دوره جدی تلاش دوطرفه (نه حرف، بلکه عمل) هنوز بی ‌تفاوتی کامل باقی ماند، آن‌ وقت تصمیم به جدایی منطقی‌ تر بررسی می ‌شود.
اما قبل از امتحان اصلاح واقعی، تصمیم قطعی عجولانه است.

 🔻داکتر صاحب محترم، من در کابل محصل هستم و مسافر می‌باشم. تقریباً دو سال می‌شود که اینجا درس می‌خوانم و ماهی یک ‌بار به ...
03/03/2026

🔻
داکتر صاحب محترم، من در کابل محصل هستم و مسافر می‌باشم. تقریباً دو سال می‌شود که اینجا درس می‌خوانم و ماهی یک ‌بار به خانه می‌روم. اما اینجا همیشه دلم تنگ است. هر قدر قدم بزنم، گردش بروم یا خودم را مصروف بسازم، بهتر نمی‌ شوم و دلتنگی‌ ام برطرف نمی‌شود.
یک احساس گم‌شدگی دارم، نمی‌دانم چرا و چه شده است. درسم را منظم می‌خوانم، همیشه به پوهنتون می‌روم، با دوستان صحبت می‌کنم و با خانواده‌ام هم در تماس هستم، اما بازهم دلم بسیار تنگ است.لطفاً راهنمایی‌ام کنید.
🔺
احساس دلتنگی مداوم در غربت، حتی وقتی زندگی منظم است و با دیگران در ارتباط استی، نشانۀ «خلأ عاطفی» است نه بی‌ کاری. وقتی از محیط اصلی زندگی جدا می‌شوی، بخشی از هویتت معلق می‌ماند و این حس گم‌ شدگی طبیعی است، اما اگر طولانی شود آزار دهنده می‌شود. مصروفیت ظاهری کافی نیست؛ باید برای خودت معنا بسازی. هدف کوتاه ‌مدت مشخص تعیین بکن که فقط مربوط به رشد شخصی‌ات باشد، نه صرفاً رفتن به پوهنتون. ارتباط عمیق‌ تر با یک یا دو نفر بساز، نه فقط صحبت عادی. اگر این دلتنگی بیشتر روزها ادامه دارد و با بی‌انگیزگی یا بی‌خوابی همراه است، ارزیابی حضوری توسط روانشناس توصیه میشود برایتان.


03/03/2026

02/03/2026

یک دلیل ساده که سبب خراب شدن رابطه تان میشود.

 🔻جناب دکتر صاحب سلام و درود !دکتر صاحب پسر ۲۸ ساله هستم، همیشه تشویش میکنم و فکر میکنم، وقتی بخواهم کاری بکنم تصمیم بگی...
02/03/2026

🔻
جناب دکتر صاحب سلام و درود !
دکتر صاحب پسر ۲۸ ساله هستم، همیشه تشویش میکنم و فکر میکنم، وقتی بخواهم کاری بکنم تصمیم بگیرم تنبلی ام میاید و منصرف میشوم خیلی تشویشی و تنبل هستم
🔺
تشویش زیاد باعث فلج تصمیم می‌شود؛ این تنبلی واقعی نیست، فرار ذهن از ترس اشتباه است. کارها را خیلی کوچک شروع کن و برای تصمیم‌ گرفتن وقت محدود بگذار. به‌ جای فکر زیاد، اقدام کوتاه انجام بده. اگر این حالت دوامدار و همراه با بی‌ خوابی یا تپش قلب است، ارزیابی حضوری توسط روانشناس لازم است.

02/03/2026

 🔻داکتر صاحب، روانم به‌هم ریخته و نمی‌توانم زندگی را درست پیش ببرم. تمرکز ندارم؛ هرقدر درس می‌خوانم بعد از چند دقیقه فرا...
01/03/2026

🔻
داکتر صاحب، روانم به‌هم ریخته و نمی‌توانم زندگی را درست پیش ببرم. تمرکز ندارم؛ هرقدر درس می‌خوانم بعد از چند دقیقه فراموش می‌کنم. خواب ندارم، زیاد سردرد می‌شوم و بسیار خسته‌ام. احساس می‌کنم هیچ‌وقت پیشرفت نمی‌کنم و لیاقت موفقیت ندارم. از زندگی خسته شده‌ام و حتی از نفس کشیدن خودم بدم می‌آید، در حالی که آرزو دارم موفق شوم و به جای بلند برسم. واقعاً نمی‌دانم چه کنم.
🔺
از نظر من علایمی که گفتی: بی‌خوابی، فراموشی، خستگی شدید، سردرد، احساس بی‌ارزشی و خسته‌گی از زندگی؛ نشانه فشار شدید روانی است، نه ضعف شخصیت. وقتی مغز خسته و مضطرب باشد، تمرکز و حافظه موقتاً ضعیف می‌شود.
فعلاً روی موفقیت بزرگ تمرکز نکن. اول روی ثبات روانی توجه کن. خواب را تنظیم کن؛ حتی اگر خواب نمی‌آید، هر شب ساعت مشخص در بستر برو و موبایل را کنار بگذار. درس را بصورت وقفه یی بخوان بطور مثال بعد هر ۲۰ دقیقه‌ای یک استراحت کوتاه داشته باش، نه طولانی. فعالیت بدنی روزانه قدم‌ زدن ساده کمک جدی می‌کند.
اگر این حالت بیش از دو هفته دوام کرده یا فکر آسیب به خودت می‌آید، ارزیابی حضوری توسط روانشناس بسیار مهم است. این وضعیت قابل درمان است؛ اما با فشار آوردن به خودت حل نمی‌شود، با رسیدگی حرفه‌ای و نظم تدریجی بهتر می‌شود.


 🔻داکتر صاحب مه یک خانم متاهل هستم ده سال از عروسی ام میشه شوهرم ایران رفته بود و حال پس آمده زیاد رفتارش در مقابل مه تغ...
28/02/2026

🔻
داکتر صاحب مه یک خانم متاهل هستم ده سال از عروسی ام میشه شوهرم ایران رفته بود و حال پس آمده زیاد رفتارش در مقابل مه تغییر کرده هرکار میکنم هیچ رویه تغییر نمیکنه رفتارش مره بی حد افسرده ساخته حالا دریوری میکنه راهنمای کنید چه کنم زیاد برم رنج آور شده تا آخر عمر اینطور باشه مه دیوانه میشم سه تا طفل دارم حتی پیش خواهر برادرم تحقیرم میکنه 😔
🔺
از نظر من تغییر ناگهانی رفتار بعد از برگشتش معمولاً بی‌دلیل نیست. فردی مهاجرت کرده و دوباره برگشته، ممکن است دچار فشار روانی، سرخوردگی یا احساس شکست شده باشد؛ اما این دلیل تحقیر و آزار خودت نمی‌شود.
اگر مشکل فقط سردی و عصبانیت است، نیاز به گفتگوی جدی و آرام دارد؛ نه در وقت دعوا، بلکه در زمان عادی، واضح بگو تحقیر در جمع برایت قابل تحمل نیست و ادامه ‌اش رابطه را تخریب می‌کند. از او تعهد عملی بخواه، نه وعده. با داشتن سه طفل، تصمیم عجولانه نگیرید؛ اما وضعیت فعلی هم عادی نیست. اگر امکانش است نزد یک مشاور خانواده مراجعه کنید چه انفرادی و چه بصورت مشترک این کار تاثیرات مفیدی روی رابطه تان میتواند داشته باشد.

28/02/2026


 🔻استاد مه یک دختر ۲۲ ساله هستم، مادرم و اعضای فامیل مه میگن دیگه باید ازدواج کنم. یک خواستگار دارم ۳۲ ساله هست. وقتی هم...
27/02/2026

🔻
استاد مه یک دختر ۲۲ ساله هستم، مادرم و اعضای فامیل مه میگن دیگه باید ازدواج کنم. یک خواستگار دارم ۳۲ ساله هست. وقتی همرایش گپ زدم از لحاظ شخصیت بنظرم واقعا عالی بود اما فکر میکنم یکم سن شان بالا رفته و همچنان د خانه شان یک خواهر داره میگن مشکل اعصاب داره و او تا آخر عمرش د خانه شان میمانه. مه دیگه مشکلی ندارم ولی، در همین چهار سال گذشته مه هم یکم مشکل قلبی پیدا کردم کمی سرم جنجال شوه حرف زده نمیتانم فقط قلبم درد میکنه واقعا نمیفهمم چیکار کنم..
🔺
اختلاف سن ۱۰ سال مانع جدی نیست اگر از نظر فکری و شخصیتی هماهنگ باشید. موضوع خواهر با مشکل اعصاب مسئله مهم است. باید دقیق و شفاف مشخص شود: آیا بعد از ازدواج در یک خانه زندگی می‌کنید یا جدا؟ مسئولیت مراقبت روزانه با چه کسی است؟ در صورت تشدید بیماری، چه کسی پاسخگو است؟ اگر پاسخ ها مبهم باشد، در آینده فشار مستقیم روی شما ممکن بیاید. اما اگر پاسخ ها روشن و واضح بود به باور من مشکلی نیست.

Adresse

Friedrich-Eggers-Straße
Wedel
22880

Benachrichtigungen

Lassen Sie sich von uns eine E-Mail senden und seien Sie der erste der Neuigkeiten und Aktionen von Moner Nisar erfährt. Ihre E-Mail-Adresse wird nicht für andere Zwecke verwendet und Sie können sich jederzeit abmelden.

Die Praxis Kontaktieren

Nachricht an Moner Nisar senden:

Teilen

Share on Facebook Share on Twitter Share on LinkedIn
Share on Pinterest Share on Reddit Share via Email
Share on WhatsApp Share on Instagram Share on Telegram

Kategorie