28/05/2014
« خطی زشت است که به آب زر نوشته است»
حکایت سعدی را در گلستان همه به یاد دارند که گفت:
"ابلهی را دیدم سَمین،
خلعتی ثمین در بر و قَصَبی مصری بر سر،
و مرکبی تازی در زیرِ ران و غلامی از پی دوان.
یکی گفت سعدی چگونه همی بینی این دیبای معلَم بر این حیوان لا یعلم؟
گفتم خطی زشت است که به آب زر نبشته است."
و نیز بیت معروف حافظ را همه خوانده اند که:
قلندران طریقت به نیم جو نخرند
قبای اطلس آنکس که از هنر عاری است
اکنون هر گروه و طایفه ای را از آن حکایت و این بیت پندی و درسی تواند بود و خوشنویسان را نیز از آن تعلیم و هدایتی تمام است که قبای اطلس هنر و دیبای معلَم خوشنویسی را بر قامت هر سخن سمین میان تهی نیندازند.
چنانکه ناصر خسرو قیمتی دُرّ لفظ دری را در پای خوکان نریخت و بتهوون در محفل اصحاب غفلت و ثروتمندان بی فرهنگ، که نوای آسمانی او را زمینۀ لهو و لعب و بازی خود کرده بودند، گفت «دیگر برای خوکان نخواهم نواخت»...
برگرفته از کتاب «مقالات»
به قلم حسین الهی قمشه ای
خوشنویسی اثر میر عماد