07/01/2026
.
خشم و آزادی [اریک فروم]
در میان همهی تهدید ها نسبت به علایق حیاتی انسان، تهدید نسبت به آزادی از لحاظ فردی و اجتماعی، اهمیتی فوق العاده دارد.
شواهد فراوانی وجود دارد که نشان دهد شوق آزادی، واکنش زیستی ارگانیسم انسان است.
در سراسر تاریخ ملتها و طبقه ها، در صورتی که امکان پیروزی وجود داشته و حتی هنگامی که چنین امکانی وجود نداشته، مردم با ستمگران جنگیدهاند.
تاریخ نوع انسان در واقع، تاریخ مبارزه به خاطر آزادی و تاریخ انقلاب هاست.
آزادی شرط رشد کامل هر شخص، سلامت روان، و جسم است.
آزادی به مثابه شرطی برای گسترش بدون مانع ارگانیسم انسانی ، علاقهای حیاتی و زیستی است.
بنابراین، همانند هر تهدیدی نسبت به علایق حیاتی، تهدید نسبت به آزادی ، "خشم برای دفاع" را برمی انگیزد.
در فضایی که مردم ، از آزادی ، و علایق زیستی محروم اند، آیا تعجبی دارد که پرخاش و خشونت ایجاد شود؟
انسان به لحاظ زیست تکاملی به نوعی برنامه ریزی شده که در صورت تهدید علایق حیاتیاش ، با هجوم یا گریز واکنش دهد.
به هر روی، شرط عمده برای کاهش خشم و خشونت، کاهش عامل های واقعی است که آن را به حرکت در میآورد، شرط عمده آن است که نه فرد، نه گروه، هیچ یک به وسیله ی دیگران تهدید نشوند.
این به وجود پایه های مادی، بستگی دارد که بتواند، زندگی شایسته ای برای همه ی انسان ها فراهم کند و سلطهی یک گروه بر دیگری را نه ممکن نه جذاب، سازد و همه ی صورتهای بهره کشانه بایست ناپدید شوند.
برقراری نظامی که تامین لازمه های اساسی را برای همه تضمین کند و به معنی از بین بردن طبقات مسلط است.
انسان مجبور میشود از زندگی در وضعیت "باغ وحش" دست شوید و آزادی کامل اش را بازیافته و به آرامش میرسد.
چنین تغییری دربردارنده ی دگرگونی های ریشه ای اجتماعی و سیاسی است که همهی روابط انسانی، از جمله ساختار خانواده، ساختار آموزش، دین، رابطه ی افراد به هنگام کار و فراغت، را دگرگون میسازد.
اریک فروم در کتاب آناتومی ویرانسازی انسان به طور مفصل درباره عواقب بیدار شدن سیستم دفاعی انسان ها صحبت میکند که تر و خشک را با هم میسوزاند.
پویشی